شيخ ذبيح الله محلاتى
89
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
معروض داشتهاند اين خبر بر حاكم نيز بسى دشوار گشت و نامه و رسولى بحضرتش بفرستاد و خواستار شد كه از عزيمت خود باز شود سيده نفيسه نپذيرفت ناچار حاكم خود سوار شد و بدرگاه آن خاتون روزگار آمد و با كمال خضوع و فروتنى مسئلت اقامت كرد . سيده نفيسه فرمود من خود خيال داشتم در اين شهر اقامت كنم لكن من زنى ضعيفه هستم و مردمان در حضرت من ازدحام مىنمايند و اين مكان كه مسكن دارم احتمال جنجال را نكند و مرا از عبادت و اوراد و تحصيل توشه معادم بازميدارد عرض كرد جميع اين مسائل را اصلاح كنم و خاطر شريف شما را از هر رهگذر آسوده مىگردانم و به آنطور كه موجب رضاى طبع شريف است مرتب مىدارم و سرائى بس وسيع كه در درب السباع دارم به تو بخشيدم و خداى را بر اين حال گواه گرفتم و از تو خواستار مىشوم كه از من پذيرفتار شوى و در عدم قبول آن مرا شرمسار نفرمائى سيده فرمود آن سراى را از تو قبول كردم ولى با اين مردم بسيار كه به حضرت من وفود مىدهند چه سازم . حاكم گفت ضمانت اين كار نيز بعهدهء من است هرآينه من امر مىكنم كه در هر هفته بيش از دو روز شما را مشغول ننمايند فقط روز يكشنبه و چهارشنبه مردم به زيارت شما تشرف حاصل بنمايند سيده قبول نمود و حاكم كاملا مسرور گرديد و كار بر اين نهج استمرار پيدا كرد . حكايت كردند كه وقتى در زمان سيده نفيسه رود نيل بايستاد مردمان در خدمت سيده نفيسه انجمن شدند و خواستار دعا گرديدند سيده نفيسه قناع خود را به ايشان داد كه آن را به دريا افكنند چون بفرموده عمل كردند هنوز باز نگشته بودند كه از بركت آن قناع رود فزايش گرفت و روان گرديد و ديگر حكايت كردند كه زنى سالخورده چهار دختر داشت و ايشان پنبهريسى كردند از جمعه تا جمعه ديگر جمعه دوم آنچه رشته بودند آن عجوز مىگرفت و در